rss
fav

مجله سرگرمي و تفريحي تيكافان ,‌مطالب جالب , سرگرمي , تفريحي , طنز , جوك , اس ام اس ,



اقدام بی رحمانه مادری به دختر 14 ساله اش +عکس
در 12 شهریور 1390

وطن امروز: دختر هلندی قربانی نقشه شوم مادر حسودش شد و به قتل رسید.

این زن اروپایی دوست نداشت شوهرش تنها دخترشان را بیشتر از او دوست داشته باشد.

هفتم ژوئن 2011 میلادی‌ (17 خرداد‌ماه سال‌جاری‌) پلیس آمستردام در جریان یک جنایت عجیب قرار گرفت که ابتدا به نظر می‌رسید دختر 14 ساله خودکشی کرده است چرا که درها و قفل‌های ورودی سالم بودند و هیچ به هم‌ریختگی یا شکستگی‌ای در اثاثیه منزل وجود نداشت و مهم‌تر اینکه سرقت نیز در خانه صورت نگرفته بود.

 

بقیه در ادامه مطلب...

نويسنده: Tika موضوع: حوادث

داستان هولناک یلدا زن 35 ساله ای که خانه فساد داشت +عکس
در 21 فروردین 1390

يلدا

 

نیک صالحی:متهمان با دستور قضايي روانه زندان شدند. جستجو براي دستگيري يلدا ـ متهم فراري ـ ادامه داشت تا اين كه اوايل هفته گذشته مردي در تماس بامركز فوريت‌هاي پليسي 110 شهرستان شهريار خبر داد كه زن همسايه خانه اجاره‌اي‌اش را تبديل به خانه فساد كرده و همسايه‌ها نيز قصد آتش زدن خانه‌اش را دارند.
جام جم: زني كه سركرده باند فساد بود، وقتي مردم خشمگين مشعل به دست را مقابل خانه‌اش ديد، خواست فرار كند كه همراه 3 همدستش با هوشياري ماموران اطلاعات ـ امنيت شهرستان شهريار دستگير شد.

چندي پيش مردي با حضور در اداره پليس اطلاعات ـ امنيت عمومي شهرستان شهريار از زن همسايه‌اش شكايت كرد.شاكي به پليس گفت: زني 35 ساله به نام يلدا با اجاره خانه‌اي در شهرك انديشه، آنجا را پاتوقي براي افراد معتاد كرده و با فريب دختران و پسران جوان، آنها را معتاد و در باند فساد گرفتار مي‌كند.

با تشكيل پرونده‌اي در اين ارتباط در شعبه هفتم بازپرسي دادسراي عمومي و انقلاب شهرستان شهريار، افراد ديگري هم با حضور در مركز پليس، شكايت‌هاي مشابهي را ارائه كردند.ماموران طي هماهنگي قضايي با بازپرس اصغري زاويه، عازم محل زندگي زن فريبكار شدند كه معلوم شد يلدا ـ صاحبخانه ـ با جا گذاشتن 2 زن و 2 مرد جوان در خانه‌ اجاره‌اي، فرار كرده است. با انتقال اين 4 متهم به مركز پليس و بازجويي از آنها، مشخص شد يلدا سركرده اصلي باند است و آنها از 3 ماه پيش با اين زن آشنا شده و با او همكاري داشته‌اند.

متهمان با دستور قضايي روانه زندان شدند. جستجو براي دستگيري يلدا ـ متهم فراري ـ ادامه داشت تا اين كه اوايل هفته گذشته مردي در تماس بامركز فوريت‌هاي پليسي 110 شهرستان شهريار خبر داد كه زن همسايه خانه اجاره‌اي‌اش را تبديل به خانه فساد كرده و همسايه‌ها نيز قصد آتش زدن خانه‌اش را دارند.

دقايقي بعد ماموران به بسرعت به محل حادثه در باغستان شهريار اعزام و متوجه شدند، بيش از 30 زن و مرد كه مشعل به دست دارند، مقابل خانه زن همسايه تجمع كرده‌اند.ماموران در گفت‌وگو با اهالي محل، آنها را از آتش زدن خانه زن همسايه منصرف كرده و با هماهنگي قضايي وارد خانه شدند و در اين محل 3 زن و يك مرد را دستگير كردند.ماموران هنگام انتقال متهمان به مركز پليس، متوجه شدند يكي از زنان بازداشت شده، همان يلدا ـ متهم تحت تعقيب پليس است.

ابتدا افراد بازداشت شده كه 2 زن و يك مرد جوان بودند، بازجويي شدند كه آنها گفتند در قبال دريافت پول و داشتن سرپناه، در دام يلدا ـ سركرده باند ـ گرفتار شده‌اند. با اعتراف متهمان بازپرس اصغري زاويه دستور ادامه تحقيقات را صادر كرد.

نويسنده: Tika موضوع: حوادث

قاتل بی رحم دو دوست دختر خود را تکه تکه کرد +عکسهای مقتول و قاتل
در 21 فروردین 1390

یک نجار در کشتن 2 دوست دختر خود و تکه تکه کردن بدن آنها و انداختن تکه های بدن آن دو به کانال آب ، مجرم شناخته شد.

 

عكس قاتل

 

بقيه در ادامه مطلب...

نويسنده: Tika موضوع: حوادث

مردان شیطان‌صفت زنان مسافر را می ربودند و...
در 17 فروردین 1390

مردان شیطان‌صفت بعد از سوار‌کردن زنان و دختران جوان به‌خودروی خود، آنها را ربوده و با انتقال به مکان‌های خلوت نقشه‌ شومشان را عملی می‌‌کردند.

تحقیقات پلیس اهواز برای دستگیری اعضای این باند 3 نفره، مدتی قبل و با شکایت زن جوانی که قربانی متهمان شده بود، آغاز شد.
شاکی به ماموران گفت: کنار خیابان منتظر تاکسی ایستاده بودم که یک خودروی سواری مقابلم توقف کرد. داخل ماشین به غیراز راننده یک مرد افغانی و جوان دیگری که به‌نظر می‌رسید مسافر هستند نشسته بودند؛ برای همین من هم سوار شدم و خودرو شروع به حرکت کرد.

وی ادامه داد: هنوز مسافت زیادی طی نکرده بودیم که ناگهان سرنشینان خودرو با چاقو شروع به تهدید من کردند. آنها می‌گفتند اگر سر و صدا کنم، مرا خواهند کشت و بعد بی‌توجه به التماس‌هایم مرا به محلی خلوت کشاندند و سپس همه طلاها و لوازم باارزش همراهم را سرقت کردند و پا به فرار گذاشتند.

بعد از اظهارات زن جوان، گروهی از کارآگاهان پلیس اهواز ماموریت یافتند در بررسی‌های تخصصی اعضای این باند مخوف را شناسایی و دستگیر کنند. ماموران در نخستین اقدام به چهره‌نگاری مردان شیطان صفت پرداختند و به این ترتیب تصویر چهره‌نگاری شده و مشخصات ظاهری خودروی آنها در اختیار تمامی تیم‌های گشت پلیس قرار گرفت. درحالی‌که هنوز سرنخی از متهمان به دست نیامده بود چند زن و دختر جوان دیگر نیز با مراجعه به پلیس، شکایت‌های مشابهی را مطرح کردند. شاکیان مدعی بودند به‌عنوان مسافر سوار یک خودروی سواری شده‌اند اما سرنشینان خودرو با تهدید چاقو آنها را ربوده و بعد از انتقال به محلی خلوت اموالشان را به سرقت برده‌اند.

با افزایش شاکیان، جست‌وجو برای دستگیری سرنشینان خودروی وحشت ادامه یافت و چندین تیم عملیاتی محل‌هایی که متهمان طعمه‌های خود را در آنجا سوار خودرو کرده بودند، زیرنظر گرفتند. صبح 11 فروردین امسال سرانجام ماموران پلیس با مشاهده خودروی متهمان به تعقیب آنها پرداختند و در یک عملیات ضربتی موفق شدند این خودرو را متوقف و‌هر‌سه سرنشین آن را دستگیر کنند.
با دستگیری متهمان و اعتراف آنها به ربودن زنان و دختران جوان، ماموران توانستند در بازرسی مخفیگاه آنها مقدار زیادی از اموال به سرقت رفته از شاکیان را کشف و ضبط کنند.

براساس این گزارش، اعضای دستگیر شده باند شامل 2جوان ایرانی و یک تبعه افغانی هستند که احتمال می‌رود در این مدت از افراد زیادی با این شگرد زورگیری کرده باشند. به همین دلیل معاون دادستان اهواز از تمامی شاکیان خواسته است با اطمینان از محفوظ بودن نام و هویت آنها نزد پلیس و دستگاه قضایی، برای شکایت از متهمان به اداره پلیس یا معاونت دادستانی اهواز مراجعه کنند.

نويسنده: Tika موضوع: حوادث

جلوه‌اي نازيبا ازعشق كور يک دختر جوان تهرانی +عکس
در 10 فروردین 1390

www.TikaFun.comعشق گاهي معنايي غير از مفهوم واقعي‌اش پيدا مي‌كند و جلوه‌اي نازيبا مي‌يابد.

در واقع مي‌توان اين عشق‌ها را نوعي احساس كاذب و هيجاني تلقي كرد. ضدقهرمان اين هفته دختر جواني است كه با دخترعمويش رقابت عشقي داشت و براي رسيدن به نامزد او سناريويي پردردسر را طراحي و اجرا كرد.اين اتفاق 9 سال قبل در همين ايام رخ داد و به دنبال اعلام شكايت دختر 22 ساله‌اي به نام مهرانه پرونده‌اي در دادگاه عمومي تهران به جريان افتاد.

مهرانه مدعي بود نامزد دختر عمويش به خاطر انتقام گرفتن از برادرش، او را به زور سوار خودروي خود كرده و ربوده است. اين دختر به قاضي دادگاه گفت: ساعت 30/15 دقيقه بود كه مهدي ـ داماد عمويم ـ طي تماس تلفني از من خواست تا براي گرفتن ساك ورزشي برادرم به خيابان آزادي بروم.

من كه به او اعتماد داشتم، به مكان مورد نظر رفتم، وقتي سوار خودروي مهدي شدم، كاردي را روي سينه ام گذاشت و با تهديد از من خواست بدون هيچ مقاومتي همراهش بروم. وقتي از تهران خارج شديم او با پارچه مشكي رنگي چشم‌هايم را بست، لحظاتي بعد صداي بازشدن دري را شنيدم و خودرو وارد آنجا شد. چند دقيقه بعد وقتي چشم هايم را بازكرد، متوجه شدم در داخل يك ساختمان مخروبه هستيم. پس از مدتي مهدي ادعا كرد برادرم مداركي درباره فساد اخلاقي نامزدش در اختيار دارد، بنا براين مرا مجبور كرد با خانه‌مان تماس بگيرم و از برادرم بخواهم تا به آنجا بيايد. من نپذيرفتم، او مرا بشدت كتك زد وقتي وضعيت را اين‌گونه ديدم، تلفن زدم ولي خوشبختانه برادرم در خانه نبود.پس از قطع كردن تلفن به او گفتم، حالا ديگر شماره تلفن همراه تو در حافظه گوشي ما ضبط شده اگر من به خانه بازنگردم، خانواده‌ام ماجراي ناپديد شدنم را با پليس درميان مي‌گذارند، مهدي با شنيدن اين حرف‌ها مرا در حوالي خانه‌مان پياده كرد.

مهرانه در حالي مهدي را متهم مي‌كرد كه هيچ مدركي عليه پسر جوان وجود نداشت و سرانجام فاش شد دختر جوان عاشق مهدي بود. او وقتي در رقابت عشقي از دختر عمويش شكست خورد، اين سناريو را طراحي كرد تا زندگي او را به هم بزند.
جام جم

نويسنده: Tika موضوع: حوادث

تعرض ناجوانمردانه به دختری جوان كه عاشق بهروز شده بود
در 7 فروردین 1390

پرونده‌هاي تجاوز به عنف هميشه پرونده‌هاي آزاردهنده و بسيار تلخي است. من به عنوان قاضي رسيدگي‌كننده به اين نوع پرونده‌ها معتقدم اين جرم بسيار تلخ‌تر و آزاردهنده‌تر از قتل است.

يكي از پرونده‌هايي كه هميشه در ذهنم مي‌ماند و به خاطر شنيع بودن آن هرگز فراموشش نمي‌كنم، پرونده تعرض به دختر جواني است كه عاشق پسري به نام بهروز شده بود.

اين دختر كه نيلوفر نام داشت، وقتي با بهروز دوست شد به تصور اين‌كه مرد روياهايش را پيدا كرده است، تصميم گرفت به پيشنهاد پسر با او ازدواج كند. دختر ساده‌لوح كه تصور مي‌كرد بهروز هم مانند او بسيار صادق است، به حرف وي اعتماد كرد و زماني كه بهروز به او پيشنهاد داد تا به خانه‌اش برود و با پدر و مادرش آشنا شود، قبول كرد. در حالي كه نقشه شوم پسر جوان بعد از ورود نيلوفر به خانه عملي شد و اين دختر را گرفتار عذابي دائمي كرد.

بقيه در ادامه مطلب...

نويسنده: Tika موضوع: حوادث

دختر جوان اسیر دام اینترنتی
در 4 اسفند 1389
او يک روز گفت: اگر وضعيت مالي مناسبي داشت، حتما به خواستگاري ام مي آمد؛ اگرچه يک راه ديگر هم وجود دارد تا والدينم مجبور شوند با ازدواجمان موافقت کنند و آن اين که از خانه فرار کنم و به مشهد بيايم.
خودم را در اتاقم زنداني کرده بودم و فکر مي کردم ارتباط با پسر جواني که هر روز از طريق چت حال و احوال همديگر را مي پرسيديم مي تواند راه مناسبي براي نجات از تنهايي هايم باشد!

خراسان: دختر جوان با چشماني اشکبار در دايره اجتماعي کلانتري نواب مشهد، افزود: پدر و مادرم شاغل هستند و ما در تهران زندگي مي کنيم. من از روزي که خودم را شناختم تنها بودم و هميشه حسرت مي خوردم که اي کاش مثل هم کلاسي هايم با والدينم سرسفره مي نشستم و يا خواهر و برادري داشتم که حداقل با او حرف مي زدم و درد دل مي کردم.

متاسفانه از حدود يک سال قبل با پسري که خودش را پدرام معرفي مي کرد و اهل مشهد بود آشنا شدم. ما هر روز با هم چت مي کرديم. پدرام با جملات احساسي و عاشقانه مرا شيفته و دلباخته خودش کرد و هميشه مي گفت: کاش موقعيتي پيش مي آمد تا همديگر را از نزديک مي ديديم.

او يک روز گفت: اگر وضعيت مالي مناسبي داشت، حتما به خواستگاري ام مي آمد؛ اگرچه يک راه ديگر هم وجود دارد تا والدينم مجبور شوند با ازدواجمان موافقت کنند و آن اين که از خانه فرار کنم و به مشهد بيايم. متاسفانه من که او را فرشته نجات خودم مي ديدم، مرتکب اشتباه بزرگي شدم و به اميد او از خانه فرار کردم و به مشهد آمدم.

دختر جوان افزود: من و پدرام در محلي که با هم قرار گذاشته بوديم براي اولين بار همديگر را ديديم و سپس همراه او به خانه اي در حاشيه شهر رفتيم. متاسفانه در آن جا پدرام چهره واقعي خودش را نشانم داد. او مرا زنداني کرد و پس از چند ساعت ۲ نفر از دوستان شيطان صفتش نيز آمدند و...!

آن ها مرا با وضعيتي بسيار اسفناک در يکي از خيابان هاي خلوت مشهد، رها کردند و گريختند. نمي دانم با کدام عقل از خانه فرار کردم و با توجه به قول و قراري که با پدرام براي ازدواج و آينده گذاشته بوديم، اصلا فکر نمي کردم او چنين دامي برايم پهن کرده باشد و به اين راحتي عفت و حيثيتم را از دست بدهم. اي کاش با پدر و مادرم صحبت مي کردم و در پيله اينترنتي گرفتار نمي شدم.

در پي اظهارات اين دختر جوان، تيم هاي اطلاعات و عمليات پليس مشهد، به طور ويژه وارد عمل شدند و با توجه به سرنخ هاي موجود، ۳ متهم پرونده را دستگير و به مراجع قضايي معرفي کردند.
نويسنده: Tika موضوع: حوادث

6 زن و دختر جوان در دام مردان شیطان صفت
در 28 بهمن 1389

 شیراز- خبرنگار همشهری:
3 مرد شیطان‌صفت با یک خودروی سواری در خیابان‌های شیراز پرسه می‌زدند و زنان و دختران جوان را قربانی نقشه سیاه خود می‌کردند.
اعضای باند با تهدید چاقو و ضرب و شتم طعمه‌هایشان آنها را به بیابان‌های اطراف شهر می‌بردند و در تاریکی شب مورد آزار و اذیت قرار می‌دادند. رئیس پلیس استان فارس، با بیان این خبر گفت: اعضای این باند مخوف، نخستین طعمه‌ خود را 3 ماه پیش قربانی نقشه‌ شیطانی خود کردند. آنها بعد از شرب خمر، سوار یک خودروی پراید شدند و با مشاهده زن جوانی که در میدان معلم شیراز به انتظار تاکسی بود، مقابل او توقف کردند.

راننده درحالی‌که...

 

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید...

نويسنده: Tika موضوع: حوادث

دعوت به رستوران ترفند دزد خودرو‌های مدل بالا
در 25 بهمن 1389
گروه حوادث: فروشنده بی‌ام‌و گرانقیمت وقتی همراه مشتری جوان راهی رستورانی در شمال پایتخت شد، خبر نداشت که این پیشنهاد ناهار به قیمت سرقت خودروی او تمام خواهد شد.

چند روز پیش مرد میانسالی نزد ماموران پلیس رفت و از سرقت خودروی مدل بالایش خبر داد. این مرد به ماموران گفت: بعد از اینکه آگهی فروش بی‌ام‌و شخصی‌ام را در روزنامه‌ها منتشر کردم، مرد جوانی با من تماس گرفت و گفت که قصد خرید ماشینم را دارد.

ظهر همان روز، این مرد به مقابل خانه‌ام آمد و با هم سوار ماشین شدیم تا آن را آزمایش کند. بعد از اینکه گشتی در خیابان‌های شمال شهر زدیم، او گفت که از ماشین خوشش آمده و می‌خواهد آن را بخرد. وقتی بر سر مبلغ 95 میلیون تومان به توافق رسیدیم، مرد جوان پیشنهاد کرد که برای ادامه مذاکره و بستن قرارداد به رستورانی در تجریش برویم و من هم موافقت کردم. شاکی ادامه داد: داخل رستوران نشسته بودیم که مرد جوان از جایش بلند شد، جیب‌هایش را گشت و بعد گفت که کیف پولش را داخل ماشین جاگذاشته است. من هم سوئیچ را به او دادم تا کیفش را بیاورد اما او از رستوران که خارج شد، دیگر برنگشت.

از آنجا که نگران شده بودم، رستوران را ترک کردم و به محل پارک ماشینم رفتم ولی نه از ماشین خبری بود و نه از مرد جوان. آنجا بود که فهمیدم فریب یک سارق حرفه‌ای را خورده‌ام و او با این نقشه دست به سرقت ماشینم زده است. بعد از شکایت این مرد، پرونده در اختیار پایگاه یکم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت و تحقیقات برای شناسایی و دستگیری سارق حرفه‌‌ای شروع شد.

ماموران در نخستین اقدام به چهره‌نگاری متهم پرداختند اما هیچ نشانه‌ای از او در بایگانی پلیس به‌دست نیامد. آنها با این فرضیه که متهم به‌زودی خودروی مسروقه را به فروش خواهد رساند به کنترل تعدادی از نمایشگاه‌های اتومبیل و آگهی روزنامه‌ها پرداختند اما باز هم ردی از وی به دست نیامد.

در ادامه بررسی‌ها، با توجه به اینکه شاکی هنگام آشنایی با متهم اطلاعاتی درباره او به دست آورده بود، این اطلاعات در اختیار ماموران قرار گرفت و آنها با بررسی‌های تخصصی به دختر جوانی رسیدند که از دوستان متهم تحت تعقیب به‌شمار می‌رفت. دختر جوان به اداره آگاهی احضار شد و در تحقیقات ادعا کرد که از ماجرای سرقت بی‌ام‌و خبر ندارد و مدتی است که محمدرضا، یعنی متهم تحت تعقیب را ندیده است.

با اطلاعاتی که از دختر جوان به دست آمده بود محل زندگی مادر محمد‌رضا شناسایی شد و ماموران با حضور در آنجا متوجه یک خودروی بی‌ام‌‌و شدند که در نزدیکی خانه پارک شده بود. آنها که مطمئن بودند متهم در خانه مادرش مخفی شده ،آنجا را زیرنظر گرفتند و با دریافت دستور قضایی قدم به داخل خانه گذاشتند. با دستگیری محمدرضا و کشف مقداری اسناد و مدارک جعلی در مخفیگاهش، وی به اداره آگاهی منتقل شد و تحت بازجویی قرار گرفت. او ضمن اعتراف به سرقت خودروی بی‌ام‌و، به سرقت 2 خودروی مدل‌بالای دیگر هم اعتراف کرد و مدعی شد این خودروها را چند روز بعد از سرقت و دزدیدن لوازم باارزش داخل آنها، در خیابان‌ رها کرده است.

سرهنگ اکبرپور، رئیس پایگاه یکم پلیس آگاهی تهران، با بیان این خبر گفت: از آنجا که مقداری مدارک و اسناد جعلی هم در مخفیگاه متهم کشف شده بود، ماموران حدس زدند که وی علاوه بر سرقت، دست به جعل و کلاهبرداری نیز می‌زند. بنابراین تحقیقات از متهم ادامه یافت و مشخص شد که او پیش از این هم به اتهام جعل و کلاهبرداری دستگیر و راهی زندان شده بود. وی افزود: متهم در بازجویی‌ها اعتراف کرده که بعد از آزادی از زندان، علاوه بر سرقت خودروهای مدل بالا، با اجاره مغازه‌ای در مرکز شهر به جعل مدارک و کلاهبرداری از شهروندان روی آورده که تحقیقات درخصوص کشف دیگر جرایم ارتکابی از سوی او ادامه دارد.
نويسنده: Tika موضوع: حوادث

افشای راز جنازه‌ای در صندوق عقب
در 10 بهمن 1389
سارق حرفه‌ای با تهدید یک زن جوان، دوست قدیمی‌اش را به یکی از محله‌های جنوب تهران کشاند تا نقشه شومی را که در سر داشت عملی کند.

این مرد و همدستانش بعد از تسویه حساب خونین با مرد جوان، جسد او را در صندوق عقب خودرو رها کردند و پا به فرار گذاشتند. نیمه شب یکی از آخرین روزهای سال گذشته، ماموران کلانتری 173 تهران مشغول گشتزنی در جنوب پایتخت بودند که چشمشان به‌خودروی پژویی افتاد که کنار جاده رها شده بود.

تمامی درهای ماشین باز بود و در اطراف آن کسی به چشم نمی‌خورد. ماموران که حدس می‌زدند اتفاق شومی برای راننده افتاده است، به بازرسی داخل خودرو پرداختند و به محض باز کردن در صندوق عقب، جسد مردی را دیدند که ظاهرا با ضربات چاقو به قتل رسیده بود.

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید...
نويسنده: Tika موضوع: حوادث
  صفحات سايت
صفحه قبل << 1 2 >> صفحه بعد
نظرسنجي


عالی
خوب
متوسط
بد


Page Rank Check
  •